- در تاریکی ای ظلمانی تر از ظلم رها شدم
- گمانم نوری در اطرافم روشن کرده بودم که دیگر اثری از آن نیست
- نور رفته است و تاریکی تنها چیزیست که می بینم و جز تاریکی چیز دیگری نیست
- تاریکی و رعد و برق
- انگشتهای سبابه را در گوشهایتان فرو کنید
- این صدای مرگ است
- دندانهایتان را بر هم بفشارید که مبادا قلبتان از دهانتان بیرون بیفتد
- این ترس نیست،مرگ است
- مرگ است،مرگ است،مرگ است
- این نه آن مرگیست که می اندیشید
- این ننگ است