مرگ ننگین …

  • در تاریکی ای ظلمانی تر از ظلم رها شدم
  • گمانم نوری در اطرافم روشن کرده بودم که دیگر اثری از آن نیست
  • نور رفته است و تاریکی تنها چیزیست که می بینم و جز تاریکی چیز دیگری نیست
  • تاریکی و رعد و برق
  • انگشتهای سبابه را در گوشهایتان فرو کنید
  • این صدای مرگ است
  • دندانهایتان را بر هم بفشارید که مبادا قلبتان از دهانتان بیرون بیفتد
  • این ترس نیست،مرگ است
  • مرگ است،مرگ است،مرگ است
  • این نه آن مرگیست که می اندیشید
  • این ننگ است

یک نظر بنویسید