این قرار عاشقانه را این شور و حال عارفانه را عدد بده … عدد عدد عدد…

الان صبح ساعت ۹:۱۷ دقیقه است من به ساعت زیاد نگاه می کنم و این برای من یک تیک است بیش از حد عادی نگاه می کنم مدتیست این ساعت ۹:۱۷ دقیقه را زیاد می بینم البته تعجب نکنید من فقط به ساعت زیاد نگاه نمی کنم هر جا که عدد ببینم نظرم جلب می شود و عجیب تر و غیر منطقی تر از همه اینکه من با این اعداد تصمیم می گیرم یه ۴ سالیست چنین بیماری ای به جانمان افتاده گاهی لذت بخش است و گاهی هم عذاب آور

امروز اقتصاد می خوانیم و از پس فردا زبان،امتحان دیروزمان بد نبود کاش بهتر حواسم را جمع می کردم،دیروز باز هم با خواهر جون به پارک رفتیم و مثه همیشه بهمون خوش گذشت،بعدش هم که اومدم خونه،یه جایی خونده بودم که اگه آدم بخواد خاطره هاش رو بنویسه شروع کنه بگه دیروز چه و چه وچه کردم این آدم به شدت بیمار است،فکر کنم قبلا هم این حرف را گفته بودم،خب لابد برایم جالب است،

من بروم که درس بخوانم،خدا جون به این دختر کوچولو کمک کن آدم باشه

نوشتن دیدگاه