آرشیو برای نوشته های من
ژوئن 10, 2008 در ساعت 5:12 ق.ظ
· طبقه بندی شده زیر نوشته های من
- دلم را محکم گرفتم
- تا همه ی احساساتم را بالا بیاورم
پیوند پایدار
ژوئن 10, 2008 در ساعت 5:11 ق.ظ
· طبقه بندی شده زیر نوشته های من
- دلت را به من بسپار تا مرا دو دل کنی
- و آنگاه من تصمیم خواهم گرفت که برای یک دل شدن
- دلت را به خودت پس بدهم
- یا دل خود را به تو هدیه کنم
- مرا دو دل کن
پیوند پایدار
ژوئن 7, 2008 در ساعت 9:47 ب.ظ
· طبقه بندی شده زیر نوشته های من
- در تاریکی ای ظلمانی تر از ظلم رها شدم
- گمانم نوری در اطرافم روشن کرده بودم که دیگر اثری از آن نیست
- نور رفته است و تاریکی تنها چیزیست که می بینم و جز تاریکی چیز دیگری نیست
- تاریکی و رعد و برق
- انگشتهای سبابه را در گوشهایتان فرو کنید
- این صدای مرگ است
- دندانهایتان را بر هم بفشارید که مبادا قلبتان از دهانتان بیرون بیفتد
- این ترس نیست،مرگ است
- مرگ است،مرگ است،مرگ است
- این نه آن مرگیست که می اندیشید
- این ننگ است
پیوند پایدار
ژوئن 3, 2008 در ساعت 4:35 ب.ظ
· طبقه بندی شده زیر نوشته های من
- نگران ذهن زیبای تو هستم،ذهن زیبای تو زیبا
- زیبای من زیبای من زیبای من
- تو هم نگران من، منم نگران تو
- تو تو تو
- من من من
- زده است به سرمان و ما قاط زده ایم
- قاط قاط قاط
پیوند پایدار
ژوئن 3, 2008 در ساعت 5:17 ق.ظ
· طبقه بندی شده زیر نوشته های من
- چه چیزی برای تو مهم است؟
- ماندن در حفره ای در یک سنگ که از کنارش صدای آب هم می آید البته اگر حواست باشد؟
- برای تو مهم است که در این حفره بمانی؟
- برایت مهم است که ساعتها در آن حفره حواست را به صدای آب معطوف کنی؟
پیوند پایدار
آوریل 9, 2008 در ساعت 6:49 ب.ظ
· طبقه بندی شده زیر نوشته های من
- همه چیز نفرت انگیز است
- هیچ خاطره ای شادم نمی کند
- تلخترین لبخندها را به خودم می زنم
- سکوت در درون را می شکنم تا از برون آرام شوم
- این را زمانی یاد گرفتم که درونم را ساکت می کردم و از برون رنج می بردم
- من سخت ترین نفسها را وقتی احساس می کنم که خشنودم
- من بیزارم از هرچه که برای خود ساخته ام
- من قصد دارم نابود شوم تا ساخته هایم را نا بود کنم
پیوند پایدار
آوریل 4, 2008 در ساعت 1:06 ب.ظ
· طبقه بندی شده زیر نوشته های من
- تصویر زیبای ذهنم زمانیست که لباس گشادی به تن دارم
- موهایم باز است
- با پاهایی برهنه
- زمینِ زیبای ذهنم زمانیست که زمین سبز است
- کمی آب رو زمین به خاک فرو نمی رود
- این آب تنها برای سیرابی پای من است
- من می دوم،به سمت خودم
- خودی شاد و بی قرار
- سبزه ها در آرزوی گرفتن مچ پایم
- نمی گیرند و می گذارند که له شوند
- چه طبیعت بخشنده ای دارد این طبیعت
پیوند پایدار
آوریل 4, 2008 در ساعت 12:58 ب.ظ
· طبقه بندی شده زیر نوشته های من
من نوشتن رو به این صورت که تو این قسمت می نویسم حدود دو سال بود که گذاشته بودم کنار و دیگه اصلا دوست نداشتم که بنویسم،اما دلم می خواد یه هر از چند گاهی فقط تو این وبلاگ به خودم افتخار بدم، و مقداراتی بنویسم
پیوند پایدار